تبليغاتX
عشـــق زمـینــی
از سپیــــدی برف دریافتم کـــــه سیاهی شـــــب رنگ پــــــس نمــــــی دهد

 

 

روزي يكي از خانه هاي دهكده آتش گرفته بود
 زن جواني همراه شوهر و دو فرزندش در آتش گرفتار شده بودند
 شيوانا و بقيه اهالي براي كمك و خاموش كردن آتش به سوي خانه شتافتند
 

 جمعيت براي خاموش كردن آتش به جستجوي آب و خاك برخاستند
شيوانا متوجه جواني شد كه بي تفاوت مقابل كلبه نشسته است
 و با لبخند به شعله هاي آتش نگاه مي كند
شيوانا با تعجب به سمت جوان رفت و از او پرسيد

" چرا بيكار نشسته اي و به كمك ساكنين كلبه نرفته اي!؟"
 جوان لبخندي زد و گفت
" من اولين خواستگار اين زني هستم كه در آتش گير افتاده است
 او و خانواده اش مرا به خاطر اينكه فقير بودم نپذيرفتند
و عشق پاك و صادقم را قبول نكردند.

 در تمام اين سالها آرزو مي كردم
 كه كائنات تقاص آتش دلم را از اين خانواده و از اين زن بگيرد.
 و اكنون آن زمان فرا رسيده است."
شيوانا پوزخندي زد و گفت:" عشق تو عشق پاك و صادق نبوده است.
 عشق پاك هميشه پاك مي ماند!

حتي اگر معشوق چهره عاشق را به لجن بمالد
 وهزاران بي مهري در حق او روا سازد.
عشق واقعي يعني همين تلاشي كه شاگردان مدرسه من
 براي خاموش كردن آتش منزل يك غريبه به خرج مي دهند.
 آنها ساكنين منزل را نمي شناسند

اما با وجود اين در اثبات و پايمردي عشق
 نسبت به تو فرسنگها جلوترند. برخيز و يا به آنها كمك كن
 و يا دست از اين ادعاي عشق دروغينت بردار و از اين منطقه دور شو
 اشك بر چشمان جوان سرازير شد. از جا برخاست.

لباس هاي خود را خيس كرد و
 شجاعانه خود را به داخل كلبه سوزان انداخت.
 بدنبال او بقيه شاگردان شيوانا نيز جرات يافتند و خود را خيس كردند
و به داخل آتش پريدند و ساكنين كلبه را نجات دادند.
 در جريان نجات بخشي از بازوي دست راست جوان سوخت و آسيب ديد.
 اما هيچكس از بين نرفت.  روز بعد جوان به درب مدرسه شيوانا آمد
 و از شيوانا خواست تا او را به شاگردي بپذيرد

 و به او بصيرت و معرفت درس دهد.

 شيوانا نگاهي به دست آسيب ديده جوان انداخت

 و تبسمي كرد و خطاب به بقيه شاگردان گفت:
" نام اين شاگرد جديد "معناي دوم عشق" است.
 حرمت او را حفظ كنيد كه از اين به بعد بركت اين مدرسه اوست

 

 

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 7 فروردین1386ساعت 3:5 AM توسط ..:: شــــــــادی ::..

 

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 1 فروردین1386ساعت 2:34 AM توسط ..:: شــــــــادی ::..

سلام به همه دوستاي گلم حالتون که خوبه ؟؟؟ خوب خدا رو شکر .
راستش بيشتر از يه ماهه که از وبلاگم بي خبربودم و  متوجه شدم که وبم فیلتر شده اما به لطف عزیز دلم  دوباره به دستش آوردم ومعذرت مي خوام از کسانی که  نتونستم لطفشون رو جبران کنم .
و مرسي از دوستاي گلي که تو اين مدت تنهام نذاشتن .
دلم مي خواست که براي آخرين ماه سال85 نيز يه پست توي وبلاگم داشته باشم و گفتم چون نزديکه عيده ، موضوعش در رابطه با عيد باشه بهتره .
 عيد رو به همه تبريک مي گم و اميدوارم سال جديد سالي پر از موفقيت و شادي براي همه باشه   


 
بسم الله الرحمن الرحيم

يا مقلب القلوب والابصار
يا مدبر الليل والنهار
يا محول الحول والاحوال
حول حالنا الي احسن الحال

 

in the name of god


thou that do minatest
the change in our hearts and sight's
thou that alternate days and nights
thou that improve our conditions
change our plight to the hieghest felicity

 

بنام خداوند بخشنده مهربان


اي گرداننده ي دلها و ديدگان
اي پديد آورنده ي روزها و شبها
اي تغيير دهنده ي سالها وحالات
تغييرده حال ما را به بهترين حالات




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 1 فروردین1386ساعت 1:39 AM توسط ..:: شــــــــادی ::..