می دونی بدترین معلم دنیا کیه ؟
زندگی
چون اول امتحان می گیره بد درس می ده .
ميگي عاشق باروني اماوقتي بارون ميادچترمي گيري روسرت
ميگي عا شق برفي اما از يه گلوله اش هم می ترسی
ميگي عاشق پرنده اي ولي اونو تو قفس زندونيش ميکني
انتظار داري نترسم وقتي ميگي عاشقمي

در يکي از روزهاي بسيار قديم که هنوز پاي شهر به زمين نرسيده بود ، تمام فضايل و تباهي ها دور هم جمع شدند تا به انتخاب زکاوت قايم موشک بازي کنند . ديوانگي چشم گذاشت و شمرد 1 2 3 ... لطافت به شاخ ماه آويزان شد ، خيا نت درون زباله ها و اصالت در ميان ابر ها پنهان شد . هوس در مرکز زمين و طمع در کيسه خودش مخفي شد و ... ديوانگي همچنان مي شمرد 71 72 73 ... همه پنهان شدند جز عشق که پنهان کردنش کار آساني نيست . ديوانگي به عدد 100 که رسيد عشق پريد و درون بوته اي از گل سرخ پنهان شد . ديوانگي اول از همه تنبلي را پيدا کرد بعد خستگي و دروغ و هوس و ... را . همه را يافت جز عشق ، حسادت در گوش ديوانگي زمزمه اي کرد و ديوانگي هم خار بزرگي برداشت و در بوته ي گل فرو کرد ، دوباره و دوباره ودوباره تا با صداي ناله ي عشق متوقف شد . عشق بيرون آمد در حاليکه صورتش خوني بود و چشمانش کور شده بود . ديوانگي که خودش را مقصر مي دانست گفت : چکار کنم ؟ عشق هم پاسخ داد ، تو نمي تواني مرا درمان کني اما براي کمک به من مي تواني هميشه همراه من باشي . اينگونه است که عشق به سراغ هر کس ميرود چون کور است ديوانگي هم همراهش ميرود


خط اولی به دومی گفت:ما می توانیم دوستان خوبی برای هم باشیم
دومی قلبش تپید و لرزان گفت:بهترین زندگی .
در همان لحظه معلم فریاد زد و گفت:دو خط موازی هیچگاه به هم
نمی رسند و بچه ها نیز تکرار کردند دو خط موازی هیچگاه به هم
نمی رسند مگر این که یکی از آنها برای رسیدن به دیگری خود را بشکند .
همیشه یادت باشه که توی دنیا فقط یه قلب هست که به خاطر تو میزنه .
اونم قلب خودته ![]()

